السيد محمد حسين الطهراني

216

امام شناسى (فارسى)

بيان كرده و گفته است : علاوه بر دروغگوئى كه داشته نزد علماء يهود و نصارى مىرفته ، و قرآن را طبق كتابهاى آنها تفسير مىنموده است . ابو حاتم بستى گويد : كان مقاتل يأخذ عن اليهود و النّصارى علم القرآن الّذى يوافق كتبهم . و لذا خداوند را به مخلوقات تشبيه مىنموده است و براى خدا دست و پا و چشم و گوش و غير ذلك قائل بوده است . ابن خلّكان گويد : مقاتل از مرجئه بوده است و از غلات مشبّهه . و جماعتى از اعلام مانند ابن حزم ظاهرى در ص 205 از جزء چهارم كتاب « فصل » و شهرستانى در كتاب « ملل و نحل » به اين مطلب تصريح كرده‌اند . در « ميزان الاعتدال » در ترجمهء مقاتل از ابو حنيفه نقل مىكند كه مىگفت : جهم در نفى تشبيه آن قدر افراط كرده تا سر حدّى كه گويد : انّه تعالى ليس بشىء « خدا اصلا چيزى نيست » . و مقاتل در اثبات آن قدر افراط كرده كه خدا را مانند مخلوقات دانسته است . و بالجمله حال مردى كه چنين باشد روايت او معلوم است كه از درجهء اعتبار ساقط و در نزد صاحبان دانش و معاريف جرح و تعديل ، محتاج به بحث و اطالهء كلام نيست و بالأخصّ در مثل آيه تطهير و شأن نزول آن كه تماسّ شديد عقيدتى با آنان داشته است . ليكن چون اين حقايق بر بعضى از اعلام عامّه مخفى بوده براى رأى و روايت آنها وزنى قائل شده‌اند . در اينجا صرف نظر از همهء اين مطالب در متن و مفاد روايات آنها با صرف‌نظر از شخصيّت آنان بحث مىكنيم تا قدر و قيمت اين روايات مجعوله مسلّم گردد . از آنچه با دقّت و تأمّل در روايات وارده به دست مىآيد آن است كه : در زبان عرب لفظ اهل را بر زنان استعمال نمىكنند مگر از باب توسعهء در لغت و به نحو مجاز . در « صحيح مسلم » وارد است كه از زيد بن ارقم سؤال كردند كه مراد از اهل بيت در آيه تطهير چيست ، آيا زنان رسول خدا هستند ؟ در پاسخ گفت : نه ، سوگند به خدا زن با شوهرش زمانى زيست مىكند و سپس مرد او را طلاق مىدهد